خرید بک لینک

در این آرمیدن ها و در این کشمکش هایم

یک جهان پر ابهامم به هرکس روی بگشایم

بیکران بغضی دلم دارد که از رستن ز آن زارم

که نه میمیرد این بغضو نه من چون ابر میبارم

از اعجاب نگاه تو از این بستر دگر دورم

مرا دعوت به دیدن کن که من از عاشقی کورم

تو ای دیبای دیرینه طنین خویش نثارم کن

تو که خصم خزانی پس چو خود من هم بهارم کن

تو ای طرار قلب من شفقت کن برای دل

که با تو من همان نوحم که کشتی بر زند بر گل

تو ای بیگانه با عاری چه عاید گشته ای از ناز؟

پر بگشای به سوی من که من از دل کنم آواز

مرا بسپار به دست باد منم آشفته ی سرکش

تو ای منجی پاک من مرا از من به خود برکش

شاعر:رها(م.ج)

 

برچسب: نویسنده: رها تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1392 ساعت: 16:00

صفحه بندی